جامعه صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران، بهعنوان یکی از مهمترین اشخاص حقوقی بخش خصوصی در حوزه حملونقل، در اساسنامه ها ، بخشنامه ها و آیین نامه های خود اهدافی چون دفاع از حقوق صنفی همکاران، ارتقای جایگاه حرفهای شرکتها، تعامل مؤثر با نهادهای تصمیمگیر، ساماندهی بازار، توسعه آموزش، حل اختلافات و کمک به اصلاح مقررات را دنبال میکند. با این حال، فاصله میان اهداف مصرح و واقعیت عملکرد صنفی، پرسشی جدی پیش روی فعالان این صنعت قرار داده است: چرا این بخش مهم از فعالان اقتصادی در کشور هنوز نتوانسته به جایگاه مورد انتظار خود در عمل دست یابد؟
نخستین دلیل را باید در فاصله میان «اهداف بزرگ» و «اختیارات محدود» جستوجو کرد.این جامعه صنفی هم مانند دیگر اصناف در کشور، نهاد قانونگذار یا اجرایی نیست و ابزار الزامآور برای اصلاح مقررات، کنترل بازار یا وادار کردن دستگاههای دولتی به تغییر رویهها در اختیار ندارد. از این رو، تحقق اهداف آن بیش از هر چیز به قدرت چانهزنی، انسجام اعضا، تولید مستندات کارشناسی و استمرار مطالبهگری وابسته است.
عامل مهم دیگر، پراکندگی منافع درون صنف است. شرکتهای حملونقل بینالمللی از نظر اندازه، حوزه فعالیت، مسیرهای عملیاتی، نوع کالا و مدل کسبوکار یکسان نیستند. شرکتهای ترانزیتی، فورواردری، مرزی، ناوگاندار یا فعال در صادرات و واردات، اولویتهای متفاوتی دارند. زمانی که جامعه صنفی نتواند میان این منافع متنوع اجماع عملیاتی ایجاد کند، صدای واحد صنف در برابر دولت و سایر نهادها تضعیف میشود.
از سوی دیگر، ضعف مشارکت واقعی اعضا نیز یکی از موانع جدی است. بسیاری از شرکتها در زمان بروز بحران انتظار حمایت صنفی دارند، اما در فرآیندهای مستمر مشارکت جمعی، از جمله حضور در کمیسیونها، کار گروه ها، ارائه داده، پرداخت منظم حق عضویت، مشارکت در تصمیمسازی و پایبندی به مصوبات، نقش فعالی ایفا نمیکنند. جامعه ای که پشتوانه فعال اعضای خود را نداشته باشد، در مذاکرات ملی وزن کافی پیدا نمیکند.
مشکل دیگر، غلبه رویکرد واکنشی بر رویکرد راهبردی است. بخش عمده توان تشکلهای صنفی صرف پاسخ به بحرانهای روزمره، بخشنامههای ناگهانی، مشکلات مرزی، مسائل مالیاتی، گمرکی و مقرراتی میشود. در حالی که اهداف اساسنامهای نیازمند برنامههای بلندمدت، شاخصهای قابل سنجش، نقشه راه توسعه و نظام ارزیابی عملکرد است.
همچنین، نبود مرکز قوی برای تولید داده، پژوهش و تحلیل اقتصادی باعث شده مطالبات صنفی در بسیاری موارد به سطح مکاتبه و اعتراض محدود بماند. در فضای تصمیمگیری امروز، بیان مشکل کافی نیست؛ هر صنفی باید بتواند با آمار، گزارشهای کارشناسی و تحلیل آثار اقتصادی نشان دهد که هر بخشنامه یا تصمیم نادرست چه هزینهای برای تجارت خارجی، ترانزیت و رقابتپذیری کشور ایجاد میکند.
در کنار این موارد، محدود بودن ابزارهای همگرایی برای کنترل رفتارهای ناسالم درون صنف نیز قابل توجه است. مسائلی مانند نرخشکنی، رقابت غیرحرفهای، تعهدات خارج از توان عملیاتی و ضعف در استانداردهای خدمات، به اعتبار کل صنعت آسیب میزند. بدون نظام داوری، رعایت اخلاق حرفهای، رتبهبندی شفاف و سازوکار انضباطی مؤثر، اصلاح درونصنفی دشوار خواهد بود.
شرکت های حملونقل بینالمللی همچنین بهشدت تحت تأثیر تصمیمات نهادهای متعددی چون گمرک، سازمان راهداری، بانک مرکزی، سازمان مالیاتی، سازمان بنادر، مرزبانی و وزارتخانههای مختلف است. تعدد مراکز تصمیمگیری، نبود هماهنگی بین دستگاهی و تغییرات مکرر مقررات، اثرگذاری مجامع صنفی را دشوارتر کرده است.
از سوی دیگر، صنعت حملونقل جهانی در سالهای اخیر از حمل ساده کالا به سمت لجستیک یکپارچه، حمل چندوجهی، خدمات زنجیره تأمین، رهگیری دیجیتال و مدیریت ریسک حرکت کرده است. اگر ساختار فکری و برنامهای انجمن همچنان در چهارچوب سنتی باقی بماند، طبیعی است که از تحولات مدرن در صنعایع وابسته به خود عقب بماند.
بر این اساس، این صنف زمانی میتواند به اهداف اساسنامهای خود نزدیک شود که از یک نهاد صرفاً مکاتبهمحور و واکنشی، به نهادی برنامهمحور، دادهمحور، شفاف و مطالبهگر تبدیل شود. تدوین برنامه راهبردی چندساله، تقویت کمیسیونهای تخصصی، ایجاد مرکز پژوهش و پایش مقررات، انتشار گزارش عملکرد، تعریف شاخصهای سنجشپذیر، توسعه ارتباطات بینالمللی و افزایش مشارکت واقعی اعضا، از الزامات این تحول است.
در نهایت باید گفت مشکل اصلی عدم وحدت در بین همه انجمن ها و تشکل های صنفی ، نه صرفاً در متن اساسنامه، بلکه در فاصله میان «ظرفیتهای بالقوه صنف» و «سازوکارهای عملی تحقق آن ظرفیتها» است. در حالی که صنعت حملونقل بینالمللی در ایران برای عبور از تنگنا های وارده ، گشایش کارها و ایفای نقش واقعی در تسهیل تجارت خارجی کشور و استفاده از کریدورهای منطقهای، نیاز دارد که بتواند از طریق همه اشکال و تشکل های صنفی خود در جامعه مدنی ایران: صدای واحد، کارشناسی و مقتدر بخش خصوصی باشد؛ نه صرفاً محلی برای بیان گلایهها، بلکه نهادی برای ساختن راهحلها.
امیر سلمان افشار





















